تبليغاتX
طوف
اجتماعی - فرهنگی
بحث جلسه جدید گروه مطالعاتی ما در قم برگرفته  از موضوعی بود که استاد فاضلی در جلسات آخر درس شرایط فرهنگی رفاه به آن پرداخته بود و عبارت از « روش تحقیق کیفی » و کاربرد آن در علوم اجتماعی است که بزودی به طور مفصل آن را در اینجا خواهم آورد.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 21:43  توسط قنبری نیک  | 

تحول فرهنگي در جامعه پيشرفته صنعتي

    -   اينگلهارت          فصل سوم                                                                *                                                                                       * قنبري نيك

 

عنوان : ثبات و دگرگوني در نظام هاي اعتقادي توده ها

تا چند دهه پيش بيشتر گرايش ها به سوي ثبات بود .

اما به مرور زمان و به تبع تحولات و دگرگوني ها ي

 رفتاري ، نظريه ثبات دچار چالش جدي شد.

از جمله علل به وجود آمده در تغيير نظريه مذكور،

 اين بود كه صاحب نظران مدعي بودند كه نمايش

وجود تمايلات رفتاري در بلند مدت مشكل است

 هر چند وجودشان لازم است.

كارنوس تحقيقات خود را به همين امر متوجه كرده

 و قائل است كه رفتارها- علي الخصوص پس از جنگ

، نشان دهنده اضطراب در باره ثبات و انسجام

گرايش هاي سياسي توده هاست.

فصل سوم كه بيشتر بحث روشي است .

با استفاده از مدل هاي روشي ذكر شده

از جمله : مدل ماركوف چين- مدل سياه و سفيد

و مدل نگرش پنهان بدنبال سنجش و بررسي ميزان

همبستگي بين رفتارهاي افراد در شرايط متفاوت و

جوامع گوناگون است.

در مدل ماركوف صرفا به  دو نوع مولفه

( با نگرش ها و بي نگرش ها) پرداخته و در

مدل دوم به نگرش هاي قابل مشاهده تاكيد كرده

 و در مدل نگرش پنهان به نوعي به دنبال آن

 گونه از تمايلات و گرايش هاي پنهان و

سطح زيرين رفتارها است كه در واقع شكل دهنده

اصلي رفتار مي باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 12:9  توسط قنبری نیک  | 

نظريه رفاه جديد   اثر : فيتز پاتريك ،   ترجمه هرمز همايون پور

چكيده فصل دو -   « راديكاليسم هاي نو »

راديكاليسم هاي نو جرياني كه مي خواهد بديل هايي براي جبهه محافظه كارانه و سوسيال دموكراتيك ارائه كند.

امروزه چپ ، بيش از آنكه مانيفيستي يكسان باشد ، نوعي دال است كه متشكل از جنبش هايي متنوع با درجاتي متفاوت از يكدستي و تعمق دور آن حلقه زدند.

دهه 1960 كه هنوز استقرار امور پس از جنگ در معرض تهديد نبود و مخالفت با كدهاي محدود كننده اخلاقي ، فرهنگي و جنسي از نشانه هاي شاخص چپ بود و در اوج نيز قرار داشت ، ثابت شد كه اين جريان پايدار نيست. و لذا چپ گرفتار انشعاب هايي به ظاهر پايان ناپذير شد ؛

1-  از يك طرف به محورهايي سياسي ( مثل ؛ هويت ، زبان و...) تقسيم شد.

2-  از سويي گرايش به سياست هاي مصلحت جويانه و سازش با واقعيت هاي اجتماعي پيدا كرد.

اما گسست اصلي مورد نظر ؛ خط گسل بين « ماترياليست ها » و « فرهنگ گرايان » بود.

بنا به نظر گروه اول ؛ اجتماع از طريق تعامل هاي ماترياليستي شكل مي گيرد.( اعم از اين كه اين امر را طبيعي و ذاتي انسان  و يا ناشي از عوامل ديگر بدانيم.) واقعيتي مستقل است. بنابراين بي عدالتي اجتماعي ، معلول ناتواني يا عدم تمايل جامعه به تجديد نظام مادي به صوري توزيعي است كه براي همگان سودمند باشد.

و بحران چپ ناشي از اين ترس فزاينده است كه چنين هدفي مبادا غيرواقع بينانه و غيرعملي باشد.

اما از نظر گروه دوم ؛ يك ماده گرايي ساده هميشه ناپخته مي نمايد . زيرا حدودي را كه ماده در فحواهاي فرهنگي و گفتماني ريشه دارد ، ناديده مي گيرد. و در صورتي كه ماده را مستقل از چارچوب ها و ساخت هاي اجتماعي كه به آن معنا مي دهند ، نمي توان درك كرد. لذا ماده هميشه با حامل هاي اجتماعي كه تجسم آن هستند ، ساخته مي شود.

لذا بي عدالتي معلول عدم توجه به فرهنگ در معناي وسيع آن است . و بحران چپ مظهر دوران انتقال از آرزوهاي آرمان شهري محسوب مي شود. آرزوهايي كه مي تواند به استالينيسم و فلسفه اي سياسي كه معطوف جزئي گرايي هاست منجر شود.

بنابراين صفوفي از :

1- ماترياليست هايي ( با عنوان سوسياليست ، ماركسيست ، ليبرال هاي مساوات طلب )

2- جماعتي از فرهنگ گرايان با درجاتي متفاوت از (پسامدرنيسم ، پساساختارگرايي و اجتماع گرايي ) شكل گرفت .

در ادامه بحث ، تحولات و ديدگاه هاي متفاوت هر يك از دو طرف شكاف مذكور و ديگر نظريات جريان هاي موازي يا مخالف را در مورد برخي از پديده ها ذكر

مي كند.

به طور عمده به دو شاخص كه هر يك الگوي خط فكري يك جريان است مي پردازد و در ذيل اين دو شاخص ، مفاهيمي را بررسي مي كند.

1-   مساوات طلبي ( به مثابه نمونه اي از ماترياليسم)

2-    بررسي هاي نظري ( به مثابه اي از فرهنگ گرايي )

الف : مساوات طلبي:

اگر چه برقراري كامل برابري اجتماعي براي ديگر احزاب سياسي جاذبه اي ندارد ، ولي به صورت محور انديشه چپ هم چنان باقي مانده است.

« منطق و خرد به ما هشدار مي دهد كه بنيان گذاري نظامي اجتماعي بر مبناي اصول شايستگي است.»

مفاهيم:

1-   طبقه : انديشه هاي موجود درباره طبقه ، متاثر از توصيف ماركسيستي  روابط طبقاتي است. ماركسيسم نوعا بينشي عرضه مي كند كه بيشتر معطوف نابرابري است تا برابري.

سوالاتي : از جمله : آيا تنازع طبقاتي اكنون فقط يكي از عرصه هاي مقاومت راديكال است ؟

2-   بازارها:

 در دهه هاي اخير عطف توجه به سوسياليسم مبتني بر بازار شد. در اين معنا بازار است كه كالاها را با كارايي گردش مي دهد ليكن بدون اتلاف منابع انساني و غير انساني كه ويژگي بازار سرمايه داري است.

اما منتقدان مدعي اند كه سوسياليسم بازار واقع بينانه نيست.

3-   منابع:

تلاش شده تا مساوات طلبي منابع با روند سنت سوسيال دموكراسي پيوند خورد. يعني نوعي سوسيال دموكراسي راديكاليزه شده.

 بايد بين سياست هاي بازتوزيعي كه مخل بهره وري است و ديگر سياست ها تمايز قائل شد. به اين گونه كه دارايي ها به شكل برابر توزيع شود كه شامل مسكن و درآمد والدين ،و بن هاي آموزشي است.

4-   آزادي:

مساوات طلبان و از جمله اختيارگرايان چپ مدعي اند كه برابري و آزادي

( برخلاف تاكيد محافظه كاران) با يكديگر تقابل ندارند. زيرا برابري ، باعث افزايش و تقويت انواع آزادي مي شود.

5-   استحقاق و اقبال:

در ذيل اين مفهوم  مولفه هايي از قبيل : به هر كس مطابق كارش ترجيحات انتخابي و نظريه فرصت هاي برابر و سنخ هاي اجتماعي مطرح مي شود.

6-   احترام و كفايت: بيشتر نظر به حق مالكيت و احترام كساني دارد كه « اول بار منابع را تصاحب كرده اند.»

7-   اولويت : از نظر اولويت گرايان عدالت عبارت است از بهبود وضعيت  فقيرترين ها و قائلند كه مي توان سناريويي را تصور كرد كه ضمن اولويت دادن به فقيران از طريق بازتوزيع منابع ، ثروتمندان را نيز در بخش هايي سهيم كرد.و اشكالي از رابطه بين مساوات طلبي و اولويت گرايي را ترسيم نموده است

ب: گفتمان:

گفتمان براي گروهي طريق است براي فهم اجتماع و لذا از اين جهت جايگزيني است براي ايدئولوژي كه در آن از طريق توليد و توزيع زبان و معنا عمل مي كنيم. و براي گروه ديگر محصول روابط پيشاگفتماني است.

به طور كلي گفتمان اشاره دارد به اهميت زبان  ، قدرت وطبقه بندي كردن.

دولت پذيري :

فوكو: دولت پذيري نوعي عقلانيت است كه اجتماع را اشباع و نفس را مهار

 مي كند.

پساماركسيسم:

برآيند يا سنتزي از دو سنت ماركسيسم و پساساختارگرايي عرضه مي كند. نگرش پايه اي در اين باب معطوف به سلطه و عرصه كشمكش است .

فمينيسم:

بحث درباره پديد آمدن بحران هايي براي مردانگي در اثر حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي.

مراقبت:

شامل ادعاهاي فمينيست ها درباره مراقبت است .

بازتوزيع و شناسايي :

راهبرد اصلي اين ايده نوعي آشتي ميان ماترياليست ها و فرهنگ گراها است.

انديشه هاي پاياني:

به طور كلي : جناح چپ در دو صف واقع شدند؛

1-   ماترياليست ها : اهميت مفهوم برابري

2-    فرهنگ گرايان : تاكيد بر گفتمان و در نظر گرفتن تفاوت ها

- اين امكان كه اين شكاف و گسل موجود ، به آشتي  نهايي برسد ، بعيد به نظر مي رسد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 22:13  توسط قنبری نیک  | 

 

خلاصه مباحث صفحه 185 الي 220

 

مشاركت زنان در توسعه

زنان همواره يكي از گروههاي شاخص توسعه انساني در برنامه هاي سازمان ملل بوده اند . بيشتر مباحث حول محور فاصله ها و اختلافات موجود ميان زنان و مردان شكل يافته است. مولفه هايي كه در اين فاصله ها به آن ها پرداخته مي شود عبارتند از : درصد ميزان جمعيت اميد به زندگي باسوادي ميانگين سال هاي تحصيلي شغل و....

اگر چه ميزان اشتغال تنها ملاك در مباحث كشورهاي صنعتي است و تا حدود زيادي ساير شرائط براي مشاركت زنان تامين شده است ، اما در كشورهاي در حال توسعه هنوز ناكافي و با مشكلاتي مواجه است.

براي دست يافتن به تصويري كامل از وضعيت زنان با توجه به تنوع فرهنگ ها ، بايد از زاويه « توزيع وظايف اجتماعي و خانوادگي » ميان زن و مرد نگاه كرد.

در بسياري از جوامع تعيين وضعيت زنان در جامعه ( با توجه به ارزش هاي اجتماعي فرهنگ حاكم ) اغلب بدست شوهران ، برادران و يا مادرشوهران است.

لذا بايد توجه داشت استقلال زنان امري نسبي است و بيش از همه به امكانات براي : 1- سواد و شغل   2- تعداد بچه داشتن وابسته است . چرا كه اين دو مقوله به نوعي در ارتباط و مقابل با هم هستند. به عبارتي مادري زود رس ، ادامه تحصيلات را ناممكن مي سازد. البته اين عموميت ندارد و مثلا در آفريقا زنان به مشاغلي مثل ؛ تجارت و يا صنايع دستي روي آوردند.

از طرفي نيز شكل محافظه كارانه رفتاري زنان در كانون خانواده موجب تغيير در جهت انتخاب ها و تصميم گيري هاي نظام خانوادگي است.

تاثير فرهنگي توسعه، موجب تغيير شرائط زندگي زنان در پاره اي از كشورهاي آفريقا و خاورميانه شده ، كه برگرفته از توسعه اقتصادي و تغيير در زندگي سياسي مردمان آن نواحي مي باشد. مثلا توسعه سواد آموزي و بازار كار ، شيوه هاي زندگي را تغيير داده است.

تجرد و ازدواج

تجرد دائمي زنان امر غير واقعي است و مردان نيز هنوز هم به ازدواج ، دير تن مي دهند . اما پديده طلاق رو به كاهش است . كاهش آمار ازدواج در كشورهايي مثل كويت و
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 21:24  توسط قنبری نیک  | 

كسي كه زبانش را حفظ كند خدا عيب او را مي پوشاند. (امام علي «ع»)

كلمات حباب آبند و اعمال قطره طلا (ضرب المثل شرقي)

كار ريشه هاي تلخ و ميوه شيرين دارد. (ضرب المثل آلماني)

نگارش انديشه ها، سرمايه آينده است. (ضرب المثل اسپانيائي)

قيمت و ارزش هر كس به اندازه كاري است كه به خوبي مي تواند انجام دهد. (امام علي «ع»)

به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن. (شكسپير)

چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. (كانت)

بهترين يار و پشتيبان هر كس بازوان تواناي اوست.

براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار. (لردآديبوري)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:38  توسط قنبری نیک  | 

 

موضوع نشست اين هفته كارگاه دانشجويي دانشگاه باقرالعلوم (ع) قم كه متشكل از دانشجويان ارشد علاقمند به مباحث جنبش نرم افزاري و مسائل اجتماعي و فرهنگي جامعه هستند ؛« نهضت نرم افزاري و تمدن سازي » بود.

استاد مهمان جناب دكتر الويري بود كه چكيده سخنان ايشان را در اين جا آوردم.

« تمدن سازي ؛ برآيند وجوه و دست آوردهاي سخت افزاري و نرم افزاري يك جامعه است كه نتيجه تعميم يافتن يك انديشه باشد.

نهضت نرم افزاري ؛ - علم- فرهنگ اعتقادات باورها و.. چيزهايي كه وجه محسوسي در جامعه ندارند ، با تعابير معنوي از آن ها ياد مي شود.

وقتي درباره يك انديشه غربي ، صحبت مي شود. يعني اين انديشه در جامعه تعميم يافته است و نظام خاصي را شكل داد.

جنبش نرم افزاري ؛ تلاش براي توليد علم و ارتقاء و بالا بردن سطح معنوي جامعه اسلامي ايران است. البته نهضت نرم افزار عمدتا با پيوند علم پيوند خورده است. علم در پيوند با هنجارهاي اجتماعي معنا پيدا مي كند و پيوند دارد. لذا اگر هنجارها در جامعه ديني است ، بايد علم در آن راستا به وجود آيد.

تمدن ؛ آيا مديريت پذير است يا خير؟

اگر آن را مديريت پذير تعريف كرديم ، جاي بحث نهضت نرم افزاري پيدا مي شود و اگر چنين پذيرشي از طرف تمدن نيست ، لذا مجالي براي جنبش نرم افزاري نخواهد بود.

مديريت پذيري ؛ يعني حركت بر اساس مديريت ( يعني وابسته به اراده ما)

مديريت ناپذيري ؛ يعني حركت طبيعي و مستقل از اراده ما

**********

حيات و مرگ تمدن:

تمدن :

1-   به مثابه يك موجود زنده ؛ داراي تولد ، رشد ، شكوفايي ، ايستايي ، زوال

2-          وابسته به عوامل خرد؛ فساد حاكمان ، دور ماندن علماء از مديريت جامعه و......

تمدن به مثابه يك موجود زنده ؛ در صورت مديريت پذير :

             - امكان تسريع يا كند كردن تحقق يك تمدن

-        كاستن آسيب ها يا آسيب زايي

-        شكل گيري يك تمدن جديد اسلامي

·        انواع تمدن ها :

1-    طولي : يك بار تمدني را به وجود آورد و از بين رفت و دوباره توانايي خلق تمدن جديد را دارد .

2-        عرضي : مثل : خرده تمدن عثماني -  خرده تمدن صفوي  -  و..... اين ها عرضي اند.

تمدن اوليه اسلام از بين رفته است ، چون متعلق به دوره خاص خود بوده  و تمدن جديد ، در واقع خلق يك تمدن است . دين اسلام قابليت تمدن سازي جديد را دارد .

زمينه هاي تاثير گذاري نهضت نرم افزاري براي مديريت تمدن جديد اسلامي

اصلي ترين محورها:

1- بازخواني آموزه هاي اسلامي

2- تدوين پايه هاي معرفتي ( نظريه پردازي)

3- شناخت تجربه تمدن پيشين اسلامي ( سازو كارهايي كه آموزه ها در يك زماني لباس عيني به خود گرفتند و به صورت تمدن شكل گرفتند.)

4- شناخت تجربه ديگر تمدن ها

5-       ساز و كار هاي پيوند تمدن سازي با توسعه

در ادامه جلسه نيز پرسش و پاسخ در رابطه با موضوع صورت گرفت و نيز مقرر شد جلسات « نقد كتاب » را در ادامه نشست هاي آينده داشته باشيم.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:57  توسط قنبری نیک  | 

وبر و اسلام عنوان کتابی است با پانوشت های انتقادی

در ابندا مقدمه ای بر جامعه شناسی ماکس وبر و آثار او ذکر شده است. در ادامه نفسیری وبر از اسلام و دبدگاههایی که وی در باره اسلام دارد آمده است.

از جمله مباحث این بخش : الله و انسان - اسلام و شهر - اسلام و افول امپراتوری عثمانی - اصلاح طلبی اسلامی و جامعه شناسی انگیزه ها - تسلتم و دین زدایی ......

در فصل پایانی نگاهی انتقادی و مقایسه ای به نظرات وبر بیان شده است . و نکات اشتراک و افتراق بیان شده است.

مولف کتاب برایان اس . ترنر و با ترجمه حسین بستان - علی سلیمی و علیزاده توسط پژوهشکده حوزه و دانشگاه به چاپ رسیده است.

سعی خواهم کرد چکیده ای از بخش های مختلف آن را بزودی در این وب قرار دهم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 22:51  توسط قنبری نیک  | 

معتقدم انسان در طول زتدگی خود باید تمام وقت و نیروی خویش را صرف مطالعه کند و مطالعه تنها در خواندن کتاب یا داستان و مقاله نیست . می توان در ضمن کار و فعالیت ظاهری نیز مردم و کارها و رفتارهایشان و واقعیت های خارجی را مطالعه نمود.

مطالعه حرکات و رفتارو کنش های انسان های اطراف خود شاید از مطالعه صدها کتاب و مقاله یا برگزاری صدها سمینار و جشنواره مفیدتر و گویاتر باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:30  توسط قنبری نیک  | 

علم چیست؟

آیا علم با واقعیت ها و هستی های فرهنگی و تمدنی نسبتی دارد؟ آب نسبت چیست؟

آیا تعریف علم امری اعتباری و قرار دادی است یا آنکه علم دارای تعریف حقیقی است؟

علم سکولار کدام است و علم دینی کدام؟ آیا علم وصف به دینی و غیر دینی بودن می شود؟

دانش مدرن چیست و این دانش چه پیوندی با تکنولوژی فرهنگ و تمدن غرب دارد؟ چه نسبتی را با تمدن و فرهنگ اسلامی پیدا کرده است؟

منابع تولید دانش بر اساس رویکردهای مختلف چیست؟

آیا علم تولید بشری است؟ و یا کشف و ظهور حقیقت است؟

معنای آزاد اندیشی چیست؟ آیا می توان دانشی را در نظر گرفت که مستقل از حوزه باورها ـ اعتقادات- و فارغ از بنیان های متافیزیکی باشد؟

آیا علم محصول آزادی است و یا آزادی محصول علم و دانش است؟

فرآیند تولید علم در ایران چگونه است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 19:54  توسط قنبری نیک  | 

باسلام

گفتگو  از جمله راههای شناخت و رسیدن به آگاهی است که افراد برای رسیدن به آن می بایست هم در شرایط آن قرار بگیرند و هم اینکه خود اهل گفتگو و نظر باشند.

در برخی زمینه ها افراد با توجه به نوع ارتباطی که با هم پیدا می کنند ـ این شناخت حاصل می شود. ولی در زمینه های علمی افراد بیشتر با مطالعه متون و یا شنیدن نظرات اساتید به سطحی از شناخت و آگاهی نسبت به موضوع و اساتید  می رسند.

به وجود آوردن شرایطی که بتوان در آن در زمینه های علمی و یا نگاه علمی به شناخت نسبی رسید در خیلی موارد دشوار است . اینکه عده ای افراد علمی در جایی گرد هم آیند و درباره مسایل علمی متناسب خود مباحثه کنند- کمتر اتفاق می افتد . چرا که معمولا یک نفر حرف می زند و دیگران فقط گوش میکنند. شیوه ای که مرسوم است و از جمله آسیب های محیط های آموزشی جامعه ماست.

اما

درس شرایط فرهنگی از جمله فضاهایی است که هم استاد و هم دانشجویان میل به گفتگو و ارایه نظر دارند. تبادل نظرات و نقدهایی که مطرح می شود نسبت به متون علمی این امکان را فراهم آورد که بیشتر به کنکاش بپردازیم و دانشجویان نیز نقدها و نظرات خود را ارایه دهند.

نوشتن این مطالب و خود این نوع ارتباط از طریق وب از جمله دیگر آثار گفتگو هاست که امیدوارم تداوم یابد و به رشد و آگاهی ما کمک کند.

در روزهای آینده سعی خواهم کرد مطالب مفید علمی و نقد هایی که به موضوعات درسی و علمی در طول هفته می شود را نیز اضافه نمایم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 15:36  توسط قنبری نیک  |