تبليغاتX
طوف - بعد فرهنگي توسعه به سوي رهيافتي عملي يونسكو
اجتماعی - فرهنگی

بعد فرهنگي توسعه به سوي رهيافتي عملي             يونسكو

خلاصه مباحث صفحه 185 الي 220

 

مشاركت زنان در توسعه

زنان همواره يكي از گروههاي شاخص توسعه انساني در برنامه هاي سازمان ملل بوده اند . بيشتر مباحث حول محور فاصله ها و اختلافات موجود ميان زنان و مردان شكل يافته است. مولفه هايي كه در اين فاصله ها به آن ها پرداخته مي شود عبارتند از : درصد ميزان جمعيت اميد به زندگي باسوادي ميانگين سال هاي تحصيلي شغل و....

اگر چه ميزان اشتغال تنها ملاك در مباحث كشورهاي صنعتي است و تا حدود زيادي ساير شرائط براي مشاركت زنان تامين شده است ، اما در كشورهاي در حال توسعه هنوز ناكافي و با مشكلاتي مواجه است.

براي دست يافتن به تصويري كامل از وضعيت زنان با توجه به تنوع فرهنگ ها ، بايد از زاويه « توزيع وظايف اجتماعي و خانوادگي » ميان زن و مرد نگاه كرد.

در بسياري از جوامع تعيين وضعيت زنان در جامعه ( با توجه به ارزش هاي اجتماعي فرهنگ حاكم ) اغلب بدست شوهران ، برادران و يا مادرشوهران است.

لذا بايد توجه داشت استقلال زنان امري نسبي است و بيش از همه به امكانات براي : 1- سواد و شغل   2- تعداد بچه داشتن وابسته است . چرا كه اين دو مقوله به نوعي در ارتباط و مقابل با هم هستند. به عبارتي مادري زود رس ، ادامه تحصيلات را ناممكن مي سازد. البته اين عموميت ندارد و مثلا در آفريقا زنان به مشاغلي مثل ؛ تجارت و يا صنايع دستي روي آوردند.

از طرفي نيز شكل محافظه كارانه رفتاري زنان در كانون خانواده موجب تغيير در جهت انتخاب ها و تصميم گيري هاي نظام خانوادگي است.

تاثير فرهنگي توسعه، موجب تغيير شرائط زندگي زنان در پاره اي از كشورهاي آفريقا و خاورميانه شده ، كه برگرفته از توسعه اقتصادي و تغيير در زندگي سياسي مردمان آن نواحي مي باشد. مثلا توسعه سواد آموزي و بازار كار ، شيوه هاي زندگي را تغيير داده است.

تجرد و ازدواج

تجرد دائمي زنان امر غير واقعي است و مردان نيز هنوز هم به ازدواج ، دير تن مي دهند . اما پديده طلاق رو به كاهش است . كاهش آمار ازدواج در كشورهايي مثل كويت و تونس طي 15 سال به دو يا چهار برابر  رسيده است. البته اين با بحران مسكن مرتبط است .

در غالب تحليل هايي -كه به  وضعيت هاي زنان و نقش تعيين كننده آن ها در پيشرفت- انجام گرفته ، ثابت مي شود كه موانع دسترسي زنان به حقوق كامل خود غيرقابل رفع است . چرا كه عوامل فرهنگ سنتي هنوز در برخي موارد نقش تعيين كننده و بازدارنده اي قوي در برابر دگرگوني هاست. مثلا در مركزيت واحدهاي توليدي يا گروههاي كاري ماداگاسكار ، وظايف بر اساس معيارهاي جنسي يا سني توزيع مي شود.

 

اگر چه در مواردي مثلا جريان آزادي و يا تغييرات سياسي و اقتصادي ، شرائط را تحت تاثير قرار داده و زنان مثلا به داشتن فرزند كمتر ،ترغيب مي شوند.

براي رسيدن به توسعه كامل در يك منطقه ، شناخت ويژگيهاي فرهنگي مشترك يك منطقه جغرافيايي ضروري است .

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 21:24  توسط قنبری نیک  |